alizafarjahesh20@gmail.com
October 3, 2025

روایت فریبا: از ترس تا خودآگاهی
تحلیل روانشناسی از تجربهی یک زن افغان در مسیر توانمندی روانی
فریبا زنی بود که سالها در فضای خشونت ترس و وابستگی زندگی کرده بود او ازدواجی داشت که در آن نه عشق جریان داشت و نه احترام شوهرش بارها او را بهصورت لفظی و فیزیکی آزار داده بود تجربهی مکرر تحقیر و تهدید فریبا را در چرخهای از درماندگی آموختهشده قرار داده بود حالتی که در آن فرد بهدلیل تکرار شکستها و خشونتها باور میکند که هیچ کنترلی بر زندگی خود ندارد
در گفتوگو با فریبا آنچه بیش از هرچیز آشکار بود احساس بیارزشی درونی بود او بارها گفته بود
«هر بار که مرا میزد باز من از او معذرت میخواستم زیر پایش میافتادم که مرا ببخشد»
این رفتار در نگاه اول ممکن است بهعنوان وابستگی یا ضعف تعبیر شود اما از دید روانشناسی چنین واکنشهایی اغلب محصول ترس عمیق از طرد و ناامنی عاطفی هستند وقتی فرد برای مدت طولانی در معرض خشونت باشد مغز او نوعی «وابستگی به آزارگر» را شکل میدهد که در روانشناسی به آن Trauma Bonding پیوند آسیبزا گفته میشود در این وضعیت قربانی برای حفظ احساس تعلق—even به فرد آزارگر—بهطور ناخودآگاه خودش را مقصر میداند و رفتارهایش را توجیه میکند
اما در درون فریبا هنوز جرقهای از آگاهی و ایمان زنده بود ایمان به خالقی که او را بیارزش نیافریده است در جلسات رواندرمانی زمانی که از ارزش و قدرت درونی او سخن گفته شد تغییری ظریف اما بنیادی رخ داد او برای نخستین بار توانست خودِ اصیل خویش را ببیند آن بخشی از وجودش که لایق احترام امنیت و عشق است
در رویکرد روانشناسی انسانگرایانه لحظهای که فرد به خودشناسی و خودپذیری میرسد نقطهی آغاز تغییر است همانطور که کارل راجرز میگوید
«وقتی کسی خودِ واقعیاش را بپذیرد میتواند رشد کند»
پانزده روز پس از نخستین گفتوگو فریبا بازگشت اما با چهره و نگاهی دیگر او گفت
«من فهمیدم که من کی هستم فهمیدم این زندگی را لازم نیست بپذیرم من ارزش خود را فهمیدم و حالا تصمیم گرفتم مسئولیت زندگیام را خودم بگیرم»
در زبان روانشناسی این لحظه مرحلهی بازسازی هویت است درمانگر بهجای تمرکز بر درد و شکست بر قدرت و ارزش درونی مراجع نور تاباند همین بازشناسیِ قدرت سازوکار اصلی در رویکردهای درمان متمرکز بر توانمندسازی است شیوهای که بهویژه در کار با زنان قربانی خشونت مؤثر شناخته میشود
فریبا از زنِ قربانیِ خاموش به زنِ خودآگاه و تصمیمگیر تبدیل شد او دریافت که «مهربانی و گذشت زنانه» نباید بهانهای برای تداوم آزار باشد درک این مفهوم در واقع عبور از مرحلهی «من باید تحمل کنم» به مرحلهی «من حق دارم انتخاب کنم» است و این همان بیداری درونی است که در روانشناسی مثبتگرا از آن بهعنوان Self-Empowerment یاد میشود
از نگاه درمانگر این تغییر فقط در فریبا نبود بلکه در چشمانش در صدایش در نوع نشستن و نگاه کردنش میشد بازگشت کرامت انسانی را دید درمانگر میگوید
«وقتی بازگشت گویی زن دیگری شده بود من در چشمانش شجاعت را میدیدم دیگر پردههای غفلت از چشمش دور شده بود»
روایت فریبا یادآور حقیقتی بنیادین است هیچ زنی ضعیف آفریده نشده است جامعه ترس و ساختارهای نابرابر شاید سالها این قدرت را پنهان کنند اما در عمق روان هر زن نوری از آگاهی و استقامت وجود دارد درمان فقط زخمها را مرهم نمیگذارد بلکه آینهای است که زن در آن دوباره خودش را میبیند آنگونه که خدا آفریده است آزاد محترم و توانمند
نویسنده نیلوفر محمدی سرپرست مرکز نیل
+93 790 069 788
نیل__رشد درونی، تحول بیرونی
مرکز خدمات روانشناسی نیل اولین مرکز مشاوره و سلامت روان دارای مجوز رسمی در شمال افغانستان است. ما به ارتقای سلامت عاطفی، بهبود کیفیت زندگی و ایجاد جامعهای سالم، آگاه و خودکفا متعهد هستیم.
Copyright © 2025 All rights reserved.